سفر نامه باران
 
لینک های ویژه
معرفی نفرات برتر نخستین جایزه ادبی " شهید ابراهیم اصغری"

حمیدرضا اسماعیلی، رئیس حوزه هنری استان زنجان، گفت: جایزه ادبی شهید ابراهیم اصغری برای نخستین بار و به صورت منطقه ای با حضور استان های آذربایجان شرقی، غربی، اردبیل، کردستان، قزوین، گیلان، همدان، قم، البرز و زنجان برگزار شد.

وی افزود: از مجموع 264 اثر ارسالی به نخستین جشنواره داستانی جایزه ادبی شهید ابراهیم اصغری، 185 اثر به مرحله داوری راه یافت.
این مقام مسئول، ترویج فرهنگ ایثار و شهادت در جامعه را هدف از برگزاری این جشنواره برشمرد و اظهار کرد: گرامیداشت یاد و خاطره شهدای انقلاب و دوران 8 سال دفاع مقدس از دیگر اهداف برگزاری جشنواره است.
وی در ادامه با بیان اینکه 50 اثر در بخش داستانک، 125 اثر در بخش داستان کوتاه و 10 اثر در بخش داستان بلند به بخش داوری راه یافتند، اظهار کرد: استان زنجان در بخش داستانک بیشترین آثار ارسالی را به خود اختصاص داده است.
اسماعیلی با اشاره به نفرات برتر این جشنواره اشاره کرد و گفت: در بخش داستانک اثر مونا اسکندری از همدان با عنوان "خوش به حال بابا" حائز رتبه دوم و فاطمه قشمی از زنجان با داستانک "امید" به عنوان نفر سوم معرفی شد.
به گفته وی اثر الهام درویشی از نهاوند با عنوان سربند یا حسین (ع) نیز در این بخش به عنوان شایسته تقدیر انتخاب شد.
رئیس حوزه هنری استان زنجان، به نفرات برتر داستان کوتاه اشاره کرد و گفت: پریسا کرمی از زنجان با داستان کوتاه "شناسنامه"، امیر محمد صمدی از زنجان با داستان کوتاه "تقدیم به گلهای مریم" و خسرو عباسی از استان البرز با "سنگ یحیی" به ترتیب رتبه های اول تا سوم را از آن خود کردند.
وی افزود: مجید راستی از آذربایجان شرقی با داستان کوتاه "ختمی های ننه فاطمه" ، منصوره سادات میرآقاجانی از استان قزوین با "ترنج"، مریم بیات تبار از زنجان با داستان کوتاه  "پرچم های وسط قبرستان" و زهره میرعیسی خانی شایسته تقدیر در بخش داستان کوتاه انتخاب شدند.
اسماعیلی با اشاره به اینکه در بخش داستان بلند هیچ داستانی به عنوان اثر برگزیده انتخاب نشد، اظهار کرد: اثر سید میثم رمضانی از قم و محمد علی خامه پرست از زنجان به عنوان شایسته تقدیر معرفی شد.
شایان ذکر است از نفرات برتر نخستین جایزه ادبی "شهید ابراهیم اصغری" در ایام دهه فجر امسال از سوی حوزه هنری استان زنجان تجلیل به عمل خواهد آمد.

داستان كوتاه كوتاه «اميد» رو در پست قبل گذاشتم. به همه دوستان عزيز كارگاه داستان تبريك مي گم. با آرزوي سربلندي براي همه.

لينك خبر در سايت حوزه هنري

 

[ دوشنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۲ ] [ 22:13 ] [ فاطمه قشمي ]
اميد

چقدر دلش براي كلثوم و عليرضا تنگ شده بود. كسي خبر نداشت كه مي

آيد.لحظه هاي آخر اسمش را به ليست اسراي آزاد شده اضافه كرده بودند.

چند تا پسربچه از كنارش رد شدند. هشت سال پيش كه مي رفت عليرضا

سيزده سالش بود فكركرد حتما حالا براي خودش مردي شده وقت زن

گرفتنش رسيده. لبخندي گوشه لبش نشست. اگر اين همه مدت نامه هاي

زنش نبود زمان برايش سخت تر مي گذشت و درد شكنجه ها بيشتر مي

شد. كلثوم توي نامه ها از اتفاق هايي كه برايشان  مي افتاد مي گفت و از

انتظارشان براي برگشت او. از عليرضا مي گفت كه حسابي هواي مادرش را

دارد و نمي گذارد سختي بكشد.

سر كوچه كه رسيد قلبش شروع كرد به تند زدن. خيلي چيزها عوض شده

بود. حتي اسم كوچه. نگاهش روي  پلاك فلزي بالاي ديوار ماند، ساك از

دستش افتاد.


كوچه شهيد عليرضا يونسي.


«فاطمه قشمي»

[ دوشنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۲ ] [ 20:43 ] [ فاطمه قشمي ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

باران كه تمام شود

خورشيد

از پشت ابرها بيرون خواهد آمد

و

رنگين كمان

لبخند زيبای خداست

براي منتظران آفتاب ...

 
موضوعات وب
امکانات وب